انتظار
آه...
چه می سوزم
به نگاه کودکانه و ملتمسانه ات...
بسان غنچه ای که در آرزوی گل شدنش
نخستین
باد بهاری را
در وادی انتظار به نظاره نشسته باشد...
و باشد که می پرستمت
ای تنها ترین آرزو پرستیدنت
زندگی انچه که زیسته ایم نیست
بلکه ان چیزی است که به یاد میاوریم تا روایتش کنیم
گارسیا مارکز
